skip to main
|
skip to sidebar
بیرون قاب قدم بزنیم
پنجشنبه ۲۰ مارس ۲۰۰۸
فقط
یک لحظه فارغ از تمام ِ کـ.اف های جهان
سال نو را تبریک میگویم
خدمت شما.
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
بايگانی وبلاگ
▼
2008
(45)
◄
June
(1)
Original.30n.ir
◄
May
(3)
سيـ.نه هايم شايد اما قلبم از اين بزرگتر نميشود!
گاه ِ بوسيده شدن چشمهايم بسته بود... چند لحظه بعد ...
به محض از فـ.اك در آمدن مكان قبلی، دوباره به همانج...
◄
April
(10)
دوستت دارم و اين تمام چيزيست كه خـ.وار و مادرمان ر...
دستانت در كمرگاه من انگشتانم لابلای موهای تو لـ ب ...
خوش تيپ بودن، نظريه ايست كه هر كسي براحتی نميتوان...
تلويزيون را روشن كردم، شـ.ورتش را كشيد بالا صحنه ت...
نهايت ارگاسـ.م را تجربه كنيد: " كانـ.دوم با طعم ج...
گاهی اگر حوصله داشته باشم می توانم از تمام هنرپيشه...
چه چشمهای مهربانی داری وقتي دل ِ انگشتهايت نوك پسـ...
عشـ ق بـ.ازی زبان تو با اندام تنـ.اسلی من ؛ درست ش...
زانو ميزنم و دكمه های شلوار جينت را يكی يكی باز مي...
سوأل: براي راه حل ِ AxB يك مسئله طرح كنيد. ( 5/0 ...
▼
March
(15)
قول بده شش ؛ هفت روز دیگر "راست" بیایی سمت ِ من نه...
چند شب است با خيال شما؛ خيس می شود شـ.ورتم آقای ژو...
نوروز است عزيزم! غم را تا از راه رسيد بايد گـ.ائيد...
فقط یک لحظه فارغ از تمام ِ کـ.اف های جهان سال نو ر...
رانندگی در ایران تنها حُسنی که دارد این است که می ...
شور و شوق خانه ی خالی وُ چيز كيف شدن در آغوش هم!.
اينبار خواستی بيايی با خودت فيلتر شكن به روز بياور...
كـ.ون ها پاره شده تا اين انتخابات كاملاً مردمي صو...
چيز مغز بودنمان دنيايی را به وجد مي آورد! دوستت دا...
قلب كوچولوی روی شــ .ورت توری ام را دوست دارم كه ب...
بوی هم خوابگی هايمان را ميدهم؛ با كمی آهن اضافه.
لوندی دستهای تو سيـ.نه بند صورتی ام را بی تاب ميكن...
وقتي خواب نيمروز ات براي خاطر يك اتفاق ِ ساده به ...
وقتت را نمی گیرم فقط به لبهایت بگو لبهایم گفتند: ...
در انتظار چه نشسته ای؟ زمان ، علف ِ خرس نیست عزیز...
◄
February
(15)
نفس بکش این هوای مَلَس عصرگاهی خوشبختانه ارث پدری ...
میگويم: برويم پارك، كمی هوا بخوريم ميگويد: با خورد...
لـ.خت دراز كشيدم روی مبل؛ حيف تويی نيست كه بو كند ...
ای كاش كه جای آرميدن بودی يا اينهمه راه را رسيــدن...
به طرز اسفناكي پاچه میگيريم سمت ما نياييد لطفاً!
به مزه لبهايم فكر كن به چشمهاي خمارآلودم به سيـ.نه...
مرا ببوس بيشتر و بيشتر محض خاطر من مرا بيشتر و بيش...
ببخشید آقای اندکی محترم شما احیانا ً کار وُ زندگی ...
بوی شيرين لبهايت تمام بكـ.ارتم را به فـ.اك داده اس...
اين سر درد تـخـ.مي ول كن نيست و در همين راستا اعصا...
بودنت را دوست تر میدارم وقتی پنجه در کمرم حلقه میک...
دير رسيدم قلبش را با عروسك و شكلات برده بودند قبل ...
سرما خورده ايم و دهانمان سرويس شده است!
می خواهم بروم كيش؛ هواخوری فكر تو اگر گير سه پيچ ن...
امتحانها تمام شد حال بايد به انتظار نمرات تـخـ.مات...
◄
January
(1)
بوی جوی موليان آيد همی ياد يــــار مهربان آيد همی
درباره من
ژولیان
مشاهده نمايه کامل من